خرید بک لینک
الان که خوب فکر می کنم پیاده و رفتن پا نمیخواهد ، دل می خواهد پای دل می خواهد عاشق و دلباخته می خواهد به سوی حرمت می آیم با پای دل حرم با حرم مگر فرق دارد ؟ همه جا حرم یار است حرم حسین ، حرم رضا ، حرم عشق

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

پراکنده از هر جایی می نویسم فقط دوست دارم برای تو بنویسم از تمام قلبم بنویسم از شنیده ها و ناگفتنی هایت بنویسم عشق آدم را شاعر و می کند و شاید هم شاعر را آدم من که شاعر نیستم اما بین پچ پچ شاعران شنیده

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

هیچ سندی پایدارم نمی کند بر زندگی هیچ مجازاتی نمی ترساند مرا هیچ فریادی نمی شکند سکوتم را تنها مهر تو میخکوبم می کند بر این عهد همیشه پایدار چشمانت نه ، لرزش دستانت می ترساند مرا اگر بلغزد روزی از

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

عشقت فراتر از جسم است و تمام روحم را تسخیر کرده تنها به تو می اندیشم و برای تو می میرم اعتیاد به این عشق دست هر مخدری را از پشت بسته دستانت بوی احساس می دهد ، بوی طعم خوش ماندن بوی تازگی انسان قلبت فر

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

بعضی از جملات خیلی غم دارن توش

مثل مریضم ، یا مثلاً غمگینم یا از همه بدتر عمرمون گذشت

اما همه وقتی غم دارن که تو رو ندارم

امروز فهمیدم مریض هم که باشم وقتی تو رو دارم باز هم حالم خوبه

یا اینکه اگرچه عمرم گذشت اما حالا به تو رسیده

هرچه گذشت مهم نیست ، مهم اینه که تو هستی

و همین که خیلی دوستت دارم و تو هم منو ، خودش یه معجزه ست

خیلی خوشحالم از اینکه به تو رسیدم

و مطمئن باش همه دیوارها رو خراب می کنم و همه کوه ها رو میشکافم تا با تو باشم

چون خیلی دوستت دارم

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

سالها به دنبال تو می گشتم تویی همچون خودت و خودت عاشق تر از عشق و زیباتر از خورشید اکنون که تو را یافته ام ، بهترین شده ام عاشق ترین شده ام عطر حضورت و هوش از سرم برده و در دریای مهربانیت غرق شده ام چنا

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

دوست و داشتن و تو از نقطه ای آغاز شد اما پایان ندارد نقطه را می گذارم اما به سر خطی نمیرسم همه ش ادامه می دهم این حس و این جمله را دوستـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

پناهگاه و مامن و هر دو کلمه ای که آدم از ایتدا تا کنون به دنبالش بوده است و این فضا را دوست دارد. آدم دوست دارد در محیطی قرار بگیرد که پادشاهی کند و همه چیز به فرمانش باشند و فقط لبخند بزند و رنگ غم را

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

یه کسایی هستن که از زندگی خسته نمیشن چون اونا دنبال یکی بودن که نیمه و گمشده و شونه وقتی همو پیدا می کنن دنیا براشون گلستون میشه حالا هم نوبت من و تو شده از قدیم گفتن آسیاب به نوبت حالا هم نوبت من و تو شد

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

عزیز دلم ، ماه مهربون ، آروم جون

کنارم و تو بمون و

تو این هوای سرد ، دستای تو گرم تر از آفتاب تابستونم میکنه

داشتن تو برام رویا نیست

بزرگترین خواستمه

داشتن تو ، یه ستاره تو آسمون بهم میده

قد و بالای تو قربون

کنارم تو بمون

میدونم که هستی و میمونی

فقط میخوام نازتو بکشم

مثل یه نقاشی زیبا توی آسمون عشقمون

نازتو قربون

کنارم تو بمون

خیلی دوستت دارم

برچسب: نویسنده: مهسا حیدری تاريخ: جمعه 7 دی 1397 ساعت: 1:11

صفحه بندی